كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
71
ده سفرنامه ( فارسى )
ارزاق بهطور فاحشى ترقى جست كه بهاى دو سير گندم يا يك سير و نيم برنج يا نيم سير روغن به يك روپيه رسيده بود اين گرانى تا مدت بيست روز ادامه داشت تا اينكه سر بلند خان و عظيم الله خان اجازه يافتند چند عرابه به فريدآباد بفرستند و مقدارى غله و ارزاق عمومى وارد شهر نمايند اين ارزاق پس از ورود بين محلات فقير نشين شهر تقسيم گرديد و براى مدتى هفتسير گندم به يك روپيه به فروش مىرسيد ولى نرخ برنج و روغن كه به ترتيب براى هردو سير و نيم و دو سوم سير يك روپيه تعيين شده بود باز هم فزونى يافت در تمام اين مدت سواران قزلباش در اطراف فريدآباد و ديگر محلات كه در حدود بيست كوس از شهر فاصله داشتند مىرفتند و مزارع و دهات را غارت مىنمودند و اگر هم اهالى اين دهات مقاومت مىكردند به قتل مىرسيدند . آنها به جاى كاه به چارپايان خود جو و گندم مىدادند در صورتى كه مردم به هيچ قيمتى نمىتوانستند به اين نوع ارزاق عمومى دسترسى يابند و تمام غنائم و احشام آنها از گرسنگى جان سپردند . كمى بعد در اواخر محرم دانشمند خان ( برادر ملاعلى ملا - باشى نادر شاه ) به پيشنهاد نادر شاه به سمت پيشكار و مباشر محمد شاه منصوب گرديد ولى پس از رفتن نادر شاه چند روزى بيمار شد و در روز 14 ربيع الاول ( دهم ژوئن ) درگذشت و بعدا هم نادر شاه كس ديگرى را به جانشينى او به امپراطور پيشنهاد نكرد .